چشم انتظار

نمی دانم؛ از کجا باید بنالم؟ چگونه گرد و غبار سال های تیرگی را بزدایم؟ چگونه راه پیران حیات بخش را پویا نگه دارم؟ چگونه خویشتن را از این بلاتکلیفی ها برهانم؟ هردم از خویش می پرسم؛ آیا هنوز مجالی برای می گساری باقی مانده است؟ آیا هنوز به پیش حضرت دوست، جای من خالی مانده است؟

گاهی گوش هایم را بر ریل می گذارم تا شاید آهنگ آهنین قطاری را احساس کنم اما هیچ نوایی جز ناله های باد به گوشم نمی رسد. آخر، من پیاده و آنان سواره! چگونه تاکنون بدین دیار نرسیده اند!!؟ یا من به بیراهه رفته ام یا آنان.

گاهی با خویش می اندیشم، شاید سوزن بان، شیطنت کرده است و یا دیوی راه بر آنان بسته است. هفته هاست کارم این شده که خاطرات ایستگاه وداع را مرور کنم که شاید خطایی در آن بین یافت کنم. خاطرات آن روز گرم را. داستان از 40 روز قبل از آن آغاز شد. روزی که از تپه ی محبت بالا می رفتم که ناگهان چشمانم به روستایی با درخت های واژگون خیره شد. پیش خود گفتم، لحظه ای در آنجا استراحت کنم و تنی بشویم. نمی دانم چه سِحری داشتند روستاییان که 40 روز در آن محل ماندم. کارم این شده بود که از دیار باقی برایشان سخن گویم. دیاری که کمتر کسی از اهالی آنجا نامش را شنیده بود. در روزهای نخست تنها چند تن از اهالی می آمدند و برای کنجکاوی یا گذران وقت، پای مجلسم می نشستند. پس از چندی نااهلان و جاهلان که بر این بودند که یا راهبر می شویم و یا راهبند، مجلس را به سخره گرفتند و دشنام ها به من حواله می کردند. در آن هنگام قصد ترک شان نمودم اما یاد آن کودکی که در گوشه ی مجلس، عاشقانه به سخنانم گوش می داد، تصمیم ام را سست می نمود. پس ماندم و شب به شب بر تعداد جمعیت افزوده میشد. روز چهلم، تنها تعدادی از آنان توشه راه بستند و قصد عزیمت نمودند. می دانستم هیچ کس توان پیاده روی چو من را ندارد. پس تا ایستگاه پیش از حقیقت، آهسته آهسته، همراهی و راهی شان نمودم و با آنان تا رسیدن به سرمنزل، وداع نمودم. حال مدتی است در زیر درخت جاودانگی، انتظار ناپختگان می کشم اما هیچ خبری ز آنان نیست. پرنده ی درخت، پسین مرا گفت: مدت هاست بجز چند آشنا، عبور صبای بهاری ز اینجا نیست

Published in: on دسامبر 13, 2010 at 08:22  نوشتن دیدگاه  

The URI to TrackBack this entry is: http://ashenaa.wordpress.com/2010/12/13/%da%86%d8%b4%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b8%d8%a7%d8%b1/trackback/

خوراک آراِس‌اِس دیدگاه‌های‌ این نوشته.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.